
اختلال یک پارچگی حسی در کودکان چیست :
تاثیر کاردرمانی بر اختلال یکپارچگی حسی در کودکان چگونه میباشد:
انواع اختلالات حسی در کودکان چگونه است:
ناامنی ثقلی چیست:
حس عمقی چگونه کار میکند:
مشکلات حسی در کودکان اتیسم:
مشکلات حسی در کودکان چیست:
بیماری مشکلات حسی:
مشکلات تعدیل حسی:
- تعدیل حسی به این اشاره دارد به تمایل سیستم عصبی مرکزی یعنی مغز به تنظیم فعالیتهای خودش یعنیCNS دارای مکانیسم خودتنظیمی می باشد و تمايل به ايجاد پاسخ متناسب با محرك حسي دارد. در اختلال تعدیل حسی آنچه که فرد انتظار دریافت آن را دارد از آنچه در عمل دریافت می کند متفاوت است.ابتدا دانشمندی به نام سرماک مطرح کرد که طيفي از پاسخ دهي حسي وجود دارد كه يك انتهاي آن پاسخدهي كم وانتهاي ديگرش بيش پاسخ دهي است. حد مطلوب آگاهي و هشياري در وسط اين طيف قرار دارد:
Sensory defensiveness problem problem sensory registration
Hyperresponsivity optimal arousal hyporesponsivity
- عمده ي فعاليت هاي افراد در همين حد وسط رخ مي دهد ولي به هر حال هر فردي طي روز نوساناتي را نيز دراين طيف تجربه مي كند. دراين مدل، اختلال زماني رخ مي دهد كه نوسانات فرد بيش از حد، يا عملكرد فرد متمايل به يكي از دوانتها باشد. فردي كه عملكردش به سمت انتهاي پاسخ دهي كم باشد، ثبت حسي ضعيفي دارد، اين فرد نمي تواند به محركاتي كه توجه اكثر مردم را جلب مي كند توجه كند و به نظرمي رسد كه نياز به محرك حسي شديدتري دارد. در نقطه مقابل طیف بيش پاسخ دهي است كه فرد دچار تدافع حسي است. اين فرد با محركات حسي معمولي دچار استرس و فشار بيش از حد مي گردد.
- در زمانی که فرد در قسمت (Low Registration ) قرار گیرد دچار ضعف ثبت حسی است، آستانه ی تحریکش بالا است و محرکات شدیدتر را ثبت می کند بنابراین این فرد نسبت به محرکات معمول (که کمتر از حد آستانه ی او هستند) کم پاسخ ده under responsive است و نياز به محركات محيطي شديدتري براي مشاركت و پاسخ دادن، دارد، اما به دنبال فراهم کرد محرک حسی کافی برای خود نیست. مانند کودکان ADD که کم توجهی در این افراد ناشی از آستانه ی تحریک پایین و پاسخ passive کودک به آن است.
- فردي كه در قسمت حس طلبي شديد (Sensory Seeking) قرار مي گيرد، نيز آستانه ي تحريك بالايي دارد وunder responsive است ولي اين فرد به طور فعال سعی در فراهم کردن محرک حسی کافی برای خود دارد، مثل کودکان اتیستیکی که دچار خود تحریکی هستند.
- افرادي كه در بخش حساسيت به محرك حسي (Sensory Sensitivity) قرار مي گيرند به دليل آستانه ي تحريك پائين، آگاهي شديدي نسبت به محرك حسي دارند و درمواجهه با محرك حسي دچار آشفتگي مي شوند ولي به طور غير فعال سعي در كنار آمدن با اين حس ها دارند.
- برعكس كساني كه دچار اجتناب از محرك حسي(Sensory Avoiding) هستند نه تنها آگاهي شديدي نسبت به محرك حسي دارند بلكه به طور فعال تلاش مي كند كه از محركات معمولي اي كه برايشان آزاردهنده است اجتناب كنند. مثل کودک اتیستیکی که دستش را روی گوشش می گذارد که این حالت زمانی اتفاق می افتد که صدایی آزارش می دهد و گاهی ممکن است این صدایی که برای او آزار دهنده است صدای بسیار آرامی باشد که ما حس نکنیم و به نظر برسد که کودک بی دلیل دستش را روی گوشش می گذارد.

مشکلات ثبت حسی:
- همانطور كه قبلا گفته شد يكپارچگي حسي "سازماندهي محرك حسي براي استفاده" است. یعنی سیستم عصبی برای اینکه بتواند از اطلاعات حاصل از محرکات محیطی استفاده کند باید این اطلاعات را سازماندهی نماید. بنابراین زمانی که این سیستم سالم باشد CNS می داند که چه زمانی به چه محرکی توجه کند و چه زمانی به چه محرکی توجهی نکند و پاسخی ندهد. مثلا زمانی که شما در کلاس درس هستید و به صحبت های استاد توجه می کنید ممکن است نسبت به صدای ترافیک بیرون از کلاس توجه نکنید. (البته توجه داشته باشید که این در شرایطی است که اولا CNS سالم باشد و دوما شما واقعا بخواهید به حرفهای استاد توجه کنید! ) اما در شرایطی که CNS سالم نباشد و مشکلی وجود داشته باشد این سیستم درست عمل نمی کند و ممکن است فرد نتواند به محرکاتی که باید به آنها توجه کند، توجه نماید و یا بالعکس به محرکات اضافی توجه کند که باعث می شود نتواند روی فعالیت مورد نظر تمرکز کند .
- زمانی که مشکل ثبت حسی وجود داشته باشد معمولا بیش از یک سیستم حسی درگیر است، اما در برخي كودكان ممكن است فقط يك سيستم به طور خاص آسیب ديده باشد .
- همچنين كودكاني كه دچار مشكلات رشدي شديدي مثل اتيسم هستند ممكن است در شرايطي دچار نقص ثبت حسي باشند و در شرايط ديگر تدافع حسي نشان دهند.
- مسائل امنيتي در مورد بچه هايي با مشكلات ثبت حسي اهميت بسياري دارد. براي مثال كودكي كه حس درد را ثبت نمي كند، اين موضوع را يادنگرفته كه برخي اعمال منجر به نتايج منفي مثل درد مي شود و ممكن است از موقعيت هاي خطرناك اجتناب نكند. به جاي اجتناب از شرايطي كه منجر به درد مي شود كودك دائم فعاليت هاي خطرناك انجام مي دهد، مثل پريدن از ارتفاع روي سطح سخت يا لمس شي داغ.
- مشكل ثبت حسي در توانايي كودك براي معنادادن به فعاليت يا موقعيت اختلال ايجاد مي كند، بنابراین کودک انگیزه ای برای شرکت در فعالیت ندارد.
رفتار های حس طلبانه:
- برخي كودكان ثبت حسي را انجام مي دهند ولي نسبت به محركات وارده كم پاسخ ده هستند. اين كودكان به دنبال تحريكات شديد حسي مي باشند. كودكي که نسبت به تحريكات تعادلی پاسخ كمي مي دهد هنگام استفاده از وسايل تعليقي تحريك دروني زيادي دريافت مي كند. كودك تحريكات وستيبولار را ثبت مي نمايد و از آنها لذت مي برد ولي محرك بر سيستم عصبي او به اندازه ي كودكان ديگر تاثير نمي گذارد به همین دلیل علائم سرگيجه يا واكنش هاي اتونوميك ديگر را نسبت به محرك حسي اي كه براي اكثر همسالان او بيش از حد است، نشان نمي دهد. اين حالت، "كم پاسخ دهي" نام دارد. با وجودي كه كودك ازنظر حركتي فعال به نظر مي رسد، اما نسبت به تحريكات تعادلی وارده به اندازه ي كودكان ديگر پاسخ نمي دهد. در شرايط زندگي روزمره اين كودكان بي قرار، پرتحرك وهيجان طلب به نظر مي رسند.
- برخي كودكان به تحريكات حس عمقي بيش از حدي نياز دارند. اين كودكان معمولاً به دنبال مقاومت فعال به عضلات، تحريك لمس عمقي، يا فشار و كشش مفصلي هستند.(براي مثال كوبيدن پاها به جاي راه رفتن، افتادن عمدي يا برخورد با اشياء يا افراد ديگر، ياهل دادن اشياءبزرگ) آنها ممكن است حركات پرتابي شديد انجام دهند مثل پرتاب محكم اشياء. برخي از اين كودكان جز با تحريكات عمقي شديد، موقعيت اعضاي بدنشان را درك نمي كنند.
- رفتاركودكان دچار حس طلبي شديد ممكن است در شرايط اجتماعي نامناسب وتخريبگر باشد. مسائل امنيتي معمولا اهميت زيادي دارند واين كودكان عمدتا برچسب مشكلات رفتاري و اجتماعي مي خورند.
پاسخ بیش از حد:
- انتهاي ديگر طيف تعديل حسي مشكلات مربوط به بيش پاسخ دهي است كه گاهي hyper responsivityيا تدافع حسي خوانده مي شود. كودکي كه دچار بيش پاسخ دهي است معمولا با محركات حسي معمولي بيش از حد تحريك مي شود ونسبت به آن حالت تدافعي پيدا مي كند ،ومعمولا با احساس منفي شديد وفعال شدن سيستم عصبي سمپاتيك همراه است. اين شرايط ممكن است در پاسخ به تمام حس ها، يا مختص يك يا چندحس باشد.
تدافع لمسي
- تدافع لمسي تمايل فرد به پاسخ بيش از حد به محرك حسي است .اين اختلال يكي از معمول ترین مشكلات يكپارچگي حسي است كه تعديل حسي را در برمي گيرد. افرادي كه دچار تدافع لمسي هستند، با تحريكات حسي اي كه براي افراد ديگر آزاردهنده نیست ناراحت و آزرده
مي شوند. خصوصا تحريكات لمس سطحي بسيار آزاردهنده است. محركات آزاردهنده ي معمول عبارتنداز: پارچه هایی با جنس هاي خاص، چمن يا شن روي پوست(برهنه)، چسب يا رتگ روي پوست، حس ناشي از مسواك زدن يا شانه كردن مو، ونوعي از تركيب غذايي. پاسخ هاي معمول به اين محركات عبارتند از: اضطراب، حواسپرتی، بي قراری، عصبانيت، كج خلقي، ترس و پريشاني .
- فعاليت های نظافت شخصي معمول مثل لباس پوشيدن،حمام كردن، آرايش كردن و غذا خوردن معمولا دچار مشكل مي شوند. فرد ممكن است از فعاليت هاي كلاس درس مثل نقاشي با انگشت،آّب ياشن بازي، و كاردستي اجتناب نمايد. شرايط اجتماعي اي كه نياز به ارتباط نزديك با افراد ديگر دارد، مثل بازي با كودكان ديگر، ايستادن در صف احساس ناراحتي ايجاد مي كند و ممكن است سبب رفتارهاي هيجاني تکانشی گردد. بنابراين برنامه هاي معمول زندگي مي تواند براي كودكان دچار تدافع لمسي و نيز والدين آنها ضربه اي شديد باشد. ممكن است معلم و دوستان كودك به اشتباه او را ناسازگار، پرخاشگر يا لجباز بدانند. براي افرادي كه دچار تدافع لمسي هستند كنار آمدن با اين مساله كه افراد ديگر حس ناراحتي آنها را درك نمي كنند و يا از شرايطي كه براي آنها رنج آور است لذت مي برند، بسيار سخت است. كودكي كه دچار اين اختلال است ونمي تواند آن را بيان كند يا حتي مشكل را تشخيص نمي دهد، حس اضطراب و نااميدي طاقت فرسايي دارد، بر رفتار كاري او تاثير مهمي مي گذارد.
- كاردرمانگري با كودك دچار تدافع لمسي كار مي كند بايد از محركات حسي اي كه براي او ناخوشايند هستند، و نيز محركاتي كه به خوبي تحمل مي كند،آگاه باشد. معمولا لمس سطحي آزاردهنده است خصوصاً در مناطق حساس بدن مثل صورت ، شكم ، كف دست وکف پا. معمولاً كودك محرك لمسي اي كه توسط خودش ايجادشود را بهتر تحمل مي كند تا محركاتي كه توسط ديگران ايجادمي شود. در صورتي كه كودك منبع تحريك را نبيند تحريكات آزاردهنده تر خواهند بود. اكثر افرادي كه دچار تدافع لمسي هستند با تحريك فشار عمقي احساس راحتي مي كنند و در صورتي كه روي قسمتي از پوست كه تحريك شده فشار عمقي واردشود احساس رهايي از محرك آزاردهنده خواهند داشت.
ناامني ثقلی:
- نا امني جاذبه اي نوعي از پاسخ بيش از حد به حس وستيبولار خصوصاً حس هایی كه به حركات خطي در فضا و نيروي كشش جاذبه مربوط مي شود، مي باشد.كودكاني كه دچار اين مشكل هستند نسبت به جاذبه احساس ناامني دارند و هنگام انجام فعاليت هاي حركتي معمول دچار ترس مي شوند. تغيير وضعيت سر در فضا و حركت به خصوص حركت به عقب و يا بالا براي اين كودكان ناراحت كننده است ترس از ارتفاع، حتي ارتفاع كم از سطح زمين، مشكل شايعي است كه با اين اختلال مرتبط است .
- كودكاني كه دچار ناامني جاذبه اي هستند، معمولاً علائم ترس بيش از حد، اضطراب با اجتناب در برابر پله ها، پله برقي، آسانسور، وسايل بازي متحرك یا مرتفع وسطوح ناهموار يا غير قابل پيش بيني، نشان مي دهند. در برخي از كودكان احساس ناامني آن قدر زياد است كه فقط يك تغيير كوچك از يك سطح به سطح ديگر مثلا پايين آمدن از لبه ي جدول يا از پياده رو به زمين چمن، باعث اضطراب بيش از حد يا ترس و وحشت ناگهاني در آنها مي گردد.
- واكنش هاي شايع در اين كودكان عبارتند از : ترس بيش از حد هنگام حركت آرام یا هنگامي كه انتظار حركتي را دارند و اجتناب از حركت نوساني (کج شدن) سرشان در صفحات مختلف(خصوصاً به سمت عقب)آنها ترجيح مي دهند كه آرام و با دقت حركت كنند و از شركت در بسياري از فعاليت هاي حركتي درشت اجتناب مي نمايند. بيشتر اين كودكان زماني كه در يك فعاليت حركتي مثل تاب خوردن شركت مي كند از بلندكردن پاهايشان از روي زمين اجتناب مي كنند. اين كودكان اغلب علاوه بر بيش پاسخ دهي به تحريكات وستيبولار علائم حس عمقي ضعيف را نيز دارند.
بيش پاسخ دهي در ديگر مداليته هاي حسي
- بيش پاسخ دهي در حس هاي ديگر نيز مي تواند تاثير مهمي در زندگي فرد بگذارد. براي مثال واكنش بيش ازحد به صداها، بوها و طعم ها معمولاً براي كودكاني كه حساسيت زيادي دارند مشكل زا است. اين نوع مشكلات مثل بيش پاسخ دهي به لمس و حركت، ممكن است باعث ناراحتي، اجتناب، حواسپرتي و اضطراب گردد. بيشتر مردم صداهاي بلندي را كه در جشن تولدها، گردشگاه ها، زمين هاي بازي، جشنواره ها هست را صداهاي شادي مي دانند اما اين صداها براي كودكي كه تدافع شنيداري دارد آزاردهنده اند. محيط شلوغ و ريخت وپاش و ناآشنا ممكن است اضطراب زيادي براي كودك دچار تدافع ديداري ايجاد كند. همين طور، تنوع طمع ها و بوها كه دربرخي محيط ها وجود دارد ممكن است براي كودكي كه دچار بيش پاسخ دهي به اين سيستم ها است آزاردهنده باشد.